تبلیغات
دوستداران پرواز همای - دانلود آلبوم دیوانه چو دیوانه ببیند پرواز همای

دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید

دانلود آلبوم دیوانه چو دیوانه ببیند پرواز همای

نویسنده :badeh forush
تاریخ:شنبه 15 تیر 1392-11:06 ق.ظ

آلبوم دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید

زبان نگاه

آواز و کمانچه

آفتاب

آواز و سنتور

ز من یاد کنید

خدا در روستای ما کشاورز است

دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید


 



گزارشی از کنسرتهای مستان و همای در اروپا و مروری بر آلبوم   دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید:

با  درود  به تمام  هوداران گروه  مستان و سپاس از  حمایتهای همیشگی‌ شما و پوزش از اینکه دیر گاهی‌ هست که در  وبلاگ چیزی  ننوشته بودیم.

یک سال و نیم بود  که در اروپا  برنامه‌ای اجرا نکرده بودیم ، در ۴ سال گذشته برنامه‌های گوناگونی را در کشور‌های مختلف اجرا کرده بودیم و خیلی‌ خسته بودیم و من پس از تور ۲۰۱۱ آمریکا تصمیم گرفتم که کمی‌ استراحت کنم  و در این فاصله بیشتر روی  صدا و آهنگ سازیها و سروده هایم کار کنم ،

بنابراین سوژه‌ای که چند سال بود در نظر داشتم را انتخاب کردم و بر اساس آن آلبوم  دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید  را ساختم،

 

بی‌ ساغرو پیمانه و دلدار نشاید      پیمانه بباید زد‌‌و تردید  نباید

بر دلبر دیوانه بگوئید  بیاید         دیوانه چوو دیوانه ببیند خوشش آید

هنگام به کوی داره میخانه گذار است    می نوش جهان از قدح عشق خمار است

بر ساقی دیوانه بگو رخ بنماید        دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید

ای مدعیانی که به دنبال خدایید         معشوق همین‌جاست کجایید  بیایید

ساقی‌ گره از کار شما  باز گشاید        دیوانه چوو دیوانه ببیند خوشش آید

هر تاج گرانمایه و هر تخت نپاید         ‌ای زاهد دیوانه بیندیش که شاید

دیوانه‌ای از چنگ تو تاجت برباید          دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید

 

دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید جمله ی زیبایی بود که همیشه همه ی  ما شنیده بودیم و گاهی‌ هم وقتی‌ دوستان را می‌دیدیم در حالتهای گوناگون به هم این جمله را می‌گفتیم ، من از این استفاده کردم و سروده و آهنگی را ساختم که فکر می‌کنم یکی‌ از بهترین چامه‌هایی ست که در این چند سال ساختم.

  

سروده‌ی دیگری ساختم تا بتوانم پیش از این آهنگ به  آواز بخوانم:

یک حال  پریشانی  مبهم دارم        می‌‌خندم  و کوله باری از غم دارم

در چهره بسی‌ شادم و در دل‌ انگار      یک کوه ز غصه‌های عالم دارم

با این همه غم که بر دلم ریخته اند      یک جام شراب ارغوان کم دارم ...

 

این سروده شاید زبان حال خیلی‌ از آدم‌هایی باده که من این روزها میشناسم یا میبینم. 

از آنجایی که همیشه دوست دارم ادامه دهنده سبک سهراب در چکامه سرائی نو باشم ، یک سروده‌ی دیگر ساختم تا در کنار این آهنگ‌ها بخوانم:

خدا در روستای ماست

خدا در روستای ما کشاورز است

خدا را دیده‌ام با کارگر‌ها مهر را می‌‌کاشت ،  ایمان را درو میکرد

خدا با باد می‌رقصید

و بر روی چمن‌ها میدوید و میدوید از روی شالیزار

خدا با ابر می‌‌گریست اشکهایش را تهی میکرد روی کشت زار روستای ما

خدا با کدخدای روستای ما برادر نیست

که او از آبشار کوه‌های روستا جاریست

کنار چشمه ی پاکی

من او‌را دیده‌ام با دست‌های ساده و خاکی

خدا هم همچو دیگر مردمان روستا از کدخدا شاکی‌

خدا در روستای ماست

خدا در روستای ما کشاورز است

من از این روستای سبزو از این بوی شالی میشوم سر مست

خدا هر جا که بوی گندم و آب و علف باشد در آنجا هست

خدا در روستای ماست

خدا در روستای ما کشاورز است

 

این سروده  بیشتر از همهٔ آهنگ‌ها در کنسرت‌ها مورد علاقهٔ مردم  بود و خودم نیز از خواندن این آهنگ خیلی‌ لذت میبردم ، چرا که  وقتی‌ روی صحنه بودم تمام خاطرات دوران کودکیم را در شالیزارهای زادگاهم به یاد میاوردم و میخواندم ، درست

وقتی‌ که با پدر و برادر‌ها برنج‌ها را درو میکردیم و مادرم از راه میرسید و برایمان آب یخ میاورد ...

خدا هر جا که بوی گندم و آب و علف باشد در آنجا هست...

 

آهنگ دیگری ساختم با نام "   ز من یاد کنید" :

این گونه اگر رفتم از این خاک ز من یاد کنید

هر جا که پرنده‌ای بشد در قفس آزاد کنید

هر جا که دلی‌ شکسته دیدید ز غم شاد کنید

هر جا به خرابه‌ای رسیدید آباد کنید

این گونه اگر رفتم از این خاک ز من یاد کنید

آن دم  که دو پیمانه  پر از باده کنید

آن دم که سریع به مهر و سجاده کنید

یادی هم از این عاشق دلداده کنید

آن دم که دلم در عطسه افتاد کنید

این گونه اگر رفتم از این خاک ز من یاد کنید

در میکده‌ای که باده اندوخته ام

آتشکده‌ای که آتش  افروخته ام

نی‌‌ مسجد و نی‌‌ صومعه نی‌‌ کعبه و دیر 

در مدرسه که دانش آموخته ام

در گرد هم آیید و مرا شاد کنید

 

این سروده  آرزوی من پس از مرگ هست که تقدیم کردم به یکی‌ از بهترین دوستانم  که همیشه یارو همدم من بودند و حامی فرهنگ هنر ایران، یقین دارم که خیلی‌‌ها دوست  دارند که پس از مرگ این‌گونه از آنها یاد بشود و  من این آواز را از زبان آنها خواندم.

 

من مست و پریشان و خرابم که خرابم

پیمانهٔ دیگر بده از آتش و آبم

من تشنه یک بوسهٔ نابم که خرابم

بیدار کن اینگونه ز خوابم که خرابم

بیدار کن از خوابم و در آتشم انداز

بگذار چو خورشید به روی تو بتابم

ای چشم تو پیمانه ای از جام شرابم

پیمانهٔ دیگر بده از آتش و آبم 

من مست و پریشان و خرابم که خرابم

 

این سروده  با کمانچه ی زیبای علیرضا مهدی زاده  در فاصله ی پنجم دستگاه اصفهان به آواز اجرا  میشد و پس از آن آهنگ زبان نگاه با سروده‌ای از استاد هوشنگ ابتهاج آغاز می گردید ،این یکی‌ از زیباترین آهنگ‌های عاشقانه‌ای هست که تا کنون ساختم و این سروده  یکی‌ از شاهکار‌های عاشقانه ی  استاد هست که پیشتر‌ها استاد بیژن بیژنی آن را با آهنگی در ماهور به همراهی ارکستر بزرگ خوانده بودند و من نیزدر مایه اصفهان با  حال و  هوای دیگری  اجرا کردم.

 


آهنگ "آفتاب"  یک آهنگ عاشقانه اما اجتماعی- مذهبی‌ هست که با تضمینی  از یه خط از سروده ی  جامی  سرودم و کنسرت را همیشه با این آهنگ آغاز می‌کردم چرا که در وزن و حال و هوای پر آشوب اجرا میشد و بهترین گزینه برای آغاز بود :

ای که چون رخ می‌‌نمایی آفتاب آید برون

آنچنان مستی که از چشمت شراب آید برون

گیسوانت خود حجابی بر نگاهت می‌کشد

وای از آن روزی که زلفت از حجاب آید برون

آنکه می‌گوید خراب است آنکه گیسویش رهاست 

گیسوانت را رها کن تا  خراب آید برون

آنکه می‌گوید صبوری کن بهشت از آن ماست

هر کجا رخ می‌‌نمایی با شتاب آید برون

زاهد از اندوه رسوای به رخ دارد نقاب

ور نه پیش دیگران خود بی‌ نقاب آید برون

گویا در خواب غفلت مانده اند اصحاب کهف

پس تو رخ بنما که این عالم ز خواب آید برون

ای که چون رخ می‌‌نمایی آفتاب آید برون

آنچنان مستی که از چشمت شراب آید برون

 

تمام آنچه که نوشتم آهنگایی بود که در بخش  نخست کنسرتها اجرا میشد  و در بخش دوم کنسرتها  نیز آهنگ‌های تازه ا‌یی هستند که برای نخستین بار در برنامه ها  اجرا شدند که درباره ی اوآنها هم در پستی دیگر به شکل کامل‌ خواهیم گفت ،

پخش آلبوم "دیوانه چوو دیوانه ببیند ..."  همزمان با کنسرتها در اروپا آغاز شد  و کسانی‌ که دوست دارند این آلبوم را داشته باشند می‌توانند از سایت سی‌دی بیبی آنلاین خریداری کنند . 

ما هنوز امیدوار هستیم که دوباره بتوانیم در ایران برایتان کنسرت بگذاریم و اجازه ی اجرای برنامه را بگیریم و بتوانیم آلبومها را پخش کنیم تا به دست هم میهنانمان در ایران هم برسد ،به امید آن روز هستیم .

       با آرزوی بهترینها  -  پرواز همای

       (منبع:وبلاگ رسمی جناب همای)




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
chaturbatefreetokenshack.com
دوشنبه 13 شهریور 1396 03:41 ق.ظ
Hey there! I could have sworn I've been to this website before but after browsing through some of the post I realized it's new to me.
Anyhow, I'm definitely happy I found it and I'll be bookmarking and checking back frequently!
plaza.rakuten.co.jp
چهارشنبه 18 مرداد 1396 08:41 ق.ظ
This is a topic that is near to my heart... Thank you!
Where are your contact details though?
Philipp
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 11:17 ق.ظ
Do you mind if I quote a few of your articles as long as I provide credit and
sources back to your website? My blog is in the very same area of interest as yours and my users would definitely
benefit from some of the information you provide here.
Please let me know if this okay with you.
Thank you!
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 12:05 ب.ظ
bookmarked!!, I love your website!
شلیر
چهارشنبه 9 مرداد 1392 03:13 ب.ظ
من باتمام وجود عاشق گروه مستان هستم.
مهرداد
شنبه 15 تیر 1392 10:23 ب.ظ
با سلام به مدیریت وب وتشکر از زحمات شما
به وبلاگ ما هم سر بزنید:
http://ostadaneshgh.mihanblog.com
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر